مرتضى مطهرى
837
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
از بيان گذشته نتايج زيرين را مىشود گرفت : ( 1 ) . زمان مقدار حركت است يعنى امتدادى كه با گرفتن حركتى با سرعت معين به وجود آيد ، و به عبارت ديگر زمان تعين حركت است چنان كه جسم تعليمى تعين جسم طبيعى است . ( 2 ) . به شمارهء حركات موجودهء جهان مىتوانيم زمان فرض نماييم ولى در ميان آنها زمان معروف از روى قرار داد تعين پيدا كرده و همچنين زمان جوهرى تعين طبعى پيدا كرده است . ( 3 ) . زمان ساختهء وجود سيّال جهان بوده و تحقق زمان پيش از پيدايش جهان يا پس از پيدايش آن با اينكه متناقض است ، پندارى بيش نيست . ( 4 ) . چون اجزاى مفروضهء زمان در حقيقت همان اجزاى حركت مىباشند ، از اين روى طبعا در ميان اجزاى آن يك نحو تقدم و تأخرى ( پسى و پيشى ) موجود است كه تغيير پذير نيست چنان كه در اجزاى زمان مفروض معروف مثلًا « امروز » پس از « ديروز » و پيش از « فردا » است و هيچگاه اين ترتيب تغير بردار نيست . ( 5 ) . يكى از اسباب سنجش سرعت و بطؤ ( تندى و كندى ) حركات ، زمان است . توضيح اين مطلب اين است كه اگر مسافت محدودى را مثلًا در حركت مكانى با دو حركت مختلف 1 و 2 و در يك جهت فرض كرده و شروع حركتها را به يك مبدأ زمانى منطبق كنيم حركت 1 مثلًا به منتهاى مسافت مىرسد در حالى كه حركت 2 هنوز در ميان مسافت است و زمان مقياس ( مثلًا يك ساعت ) بر آن منطبق و تمام مىشود و دوباره مقياس نامبرده به حركت 2 يك مرتبهء ديگر منطبق شده و حركت 2 معادل ( 1 ساعت 2 ) مىشود و در اين صورت دو وضع مخصوص پيش مىآيد : الف . حركت 1 در يك ساعت مساوى با تمام مسافت است در صورتى كه حركت 2 در يك ساعت معادل مسافت تقسيم بر 2 ( نصف مسافت ) است . ب . حركت 1 در تمام مسافت معادل يك ساعت است در صورتى كه حركت 2 در تمام مسافت معادل « 1 ساعت 2 » ( دو ساعت ) است و نتيجهء اين تناسب اين است كه حركت 1 دو برابر حركت 2 مىباشد و در اين نتيجه يكى از دو مقياس ( زمان - مسافت ) كار مىكند و در نتيجه دو حركت 1 و 2 به واسطهء مقياس به همديگر تطبيق شده امتداد يك جزء از حركت 1 معادل امتداد دو جزء از حركت 2 مىگردد يعنى حركت 2 انقسام بيشترى پذيرفته و اجزاى بيشترى پيدا مىكند ، و ما كثرت نسبى اجزاى حركت را « بطؤ » و قلّت نسبى آنها را « سرعت » مىناميم و البته اين سرعت غير از سرعتى است كه در علوم به معنى مطلق جريان و سيلان حركت استعمال مىشود .